سال1402 . فلسفه تعلیم و تربیت
یا مهدی ادرکنی عجل علی ظهورک.

من تا الان نمیدونستم مثنوی هفتاد من چیه..؟!؟
فکر میکردم به خاطر طولانی بودن یا وزین بودن مثنویه... !
ولی این شعر مولوی داستان هفتاد من مثنوی را برای شما و من روشن میکنه...

فوق العاده است ,
مثنوی هفتاد "من" مولوی :::

مَن (1)اگر با مَن(2) نباشم می شَوَم تنها ترین
کیست با مَن (3)گر شَوَم مَن (4)باشد از مَن(5) ماترین

مَن (6)نمی دانم کی ام مَن(7) ، لیک یک مَن(8) در مَن(9) است
آن که تکلیف مَنَ(10)ش با مَن(11) مَنِ (12)مَن(13) ، روشن است

مَن(14) اگر از مَن(15) بپرسم ای مَن (16)ای همزاد مَن (17)!
ای مَن (18)غمگین مَن (19)در لحظه های شاد مَن (20)!

هرچه از مَن (21)یا مَنِ (22)مَن (23)، در مَنِ (24)مَن(25) دیده ای
مثل مَن (26)وقتی که با مَن (27)می شوی خندیده ای

هیچ کس با مَن (28)، چنان مَن (29)مردم آزاری نکرد
این مَنِ(30)ِ مَن(31) هم نشست و مثل مَن(32) کاری نکرد

ای مَنِ(33)ِ با مَن (34)، که بی مَن(35) ، مَن(36) تر از مَن(37) می شوی
هرچه هم مَن(38) مَن (39)کنی ، حاشا شوی چون مَن (40)قوی

مَن(41) مَنِ(42) مَن (43)، مَن (44)مَنِ(45)ِ بی رنگ و بی تأثیر نیست
هیچ کس با مَن (46)مَنِ (47)مَن(48) ، مثل مَن(49) درگیر نیست

کیست این مَن (50)؟ این مَنِ(51)ِ با مَن(52) زمَن (53)بیگانه تر
این مَنِ (54)مَن(55) مَن (56)کنِ از مَن(57) کمی دیوانه تر ؟

زیر باران مَن(58) از مَن(59) پر شدن دشوار نیست
ورنه مَن(60) مَن (61)کردن مَن(62) ، از مَنِ(63) مَن(64) عار نیست

راستی ! این قدر مَن (65)را از کجا آورده ام ،
بعد هر مَن (66)بار دیگر مَن(67) ، چرا آورده ام ؟

در دهان مَن (68)نمی دانم چه شد افتاد مَن(69)
مثنوی گفتم که آوردم در آن هفتاد من(70)... !


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 09 آذر 1394 :: 22:20 :: توسط : avfc

زیارت اول روایت حسن عسکری: «علامات المؤمنین خمس: صلاةُ الإحدی و الخمسین، و زیارةُ الاربعین، والتـَختم فی الیَمین، و تـَعفیرُ الجبین، و الجهر بِبِسم الله الرحمن الرحیم: علامات مؤمن پنج چیز است: اقامه پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه روز (هفده رکعت واجب و سی و چهار رکعت نافله)، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، جبین را در سجده بر خاک گذاشتن، در نماز بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن.» که شیخ طوسی در کتاب تهذیب الاحکام[۹]و شیخ حرّ عاملی در وسائل الشیعه[۱۰] این روایت را آورده‌اند. این روایت، اهمیت زیارت اربعین را آن هم در کنار اقامه نماز به عنوان یکی از نشانه‌های مؤمن یا ایمان بیان می‌کند و اگر لفظ مؤمن به معنی شیعه باشد، زیارت اربعین هم از نشانه‌های شیعه بودن خواهد بود. همانطور که سجده بر خاک داشتن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در نماز هم تقریباً از مختصات شیعیان است.


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 09 آذر 1394 :: 17:10 :: توسط : avfc

آذر سلام ...
لطفا کمی مهربانتر از آبان باش
پر از خبرهای خوب
اتفاق های دوست داشتنی
دست های گرم
چشم های مهربان
.
.
آذرخوب ... سلام
خوش آمدی ... من منتظرم

یه دعا از ته دل:
انشالله ماه آذر
ماهی ناب،
شاد،
سرشار از اتفاق های خوب و خوش
(همراه با سلامتی)
براتون باشه

در پناه یگانه خدای مهربان باشید...


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 01 آذر 1394 :: 23:43 :: توسط : avfc

حجت الاسلام عالی:

از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت است که می فرمایند: خانه هایتان را با تلاوت قرآن نورانی کنید و مثل قبرستانی قرارش ندهید که هیچ عبادتی در آن نمی شود که یهود و نصاری هم این چنین عمل می کنند که عبادتشان را در کنیسه به صورت جمعی انجام می دهند و در خانه هایشان خبری از عبادت نیست. خانه ای که در آن تلاوت قرآن هست وسعت پیدا می کند. هم وسعت مادی و هم وسعت معنوی. خیلی از گره ها را باز می کند. این اشتباه را باید مراقب باشیم که فقط در جای دسته جمعی قرآن خوانده نشود. روزانه حداقل 20 آیه تا 50 آیه خوانده شود. ما چون این کارها را نمی کنیم وقتمان بی برکت شده است.

برکت وقت یعنی عمر هفتاد ساله به اندازه دو هزار سال فایده دارد. مرحوم علامه حلی از علمای با عظمت ما است که کتاب های متعدد و مختلفی دارد، تعداد کتاب های ایشان را حساب کردند که ایشان چقدر باید وقت گذاشته باشد که این تعداد کتاب چاپ شده باشد وقتی حساب کردند دیدند از وقتی به دنیا آمده است باید روزی هزار خط نوشته باشد تا این تعداد کتاب به دست ما رسیده باشد. همه می دانیم حداقل از بیست سالگی باید شروع به نوشتن کتاب کرده باشند.

امیرالمومنین علیه السلام شبی هزار رکعت نماز می خواندند. وسعت وقت یعنی همین، یعنی کار در 16 ساعت را در یک ساعت انجام می دهند. طی الارض یعنی مسافت های طولانی را با چند قدم می رود در اینجا طی الزمان را هم بشنوید. زمان های طولانی را در چند دقیقه طی می کند. وسعت و برکت وقت، چیزی است که باید روی آن حساب کنیم.

حضرت زهرا سلام الله علیها سرشان شلوغ بود و نمی رسیدند کارهایشان را انجام بدهند و پیش پدر بزرگوارشان پیامبر صلی الله علیه و آله رفتند و فرمودند: من کارهایم زیاد است می شود یک خادمی برای من در نظر گرفته شود؟ پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: چیزی به تو می دهم که از خادم برایت بهتر است. 34 بار الله اکبر و 33 بار الحمدلله و 33 بار سبحان الله بخوان، که تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها نام دارد. این تسبیحات یکی از خاصیت هایش گشایش وقت است. بر خواندن تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها مداومت داشته باشید.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 30 آبان 1394 :: 23:20 :: توسط : avfc


ارسال شده در تاریخ : شنبه 30 آبان 1394 :: 09:50 :: توسط : avfc

 

َوَ قالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ

وَآتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَآمَنتُم بِرُسُلِي

وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضًا

حَسَنًا لَّأُكَفِّرَنَّ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ

وَلَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ

فَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّسَوَاءَ السَّبِيلِ

ﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻓﺮﻣﻮﺩ :

ﻳﻘﻴﻨﺎ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺷﻤﺎﻳﻢ ، ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺭﻳﺪ ، ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻳﺪ ،

ﻭ ﺑﻪﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻧﻢ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﻳﺪ ، ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻭ ﻳﺎﺭﻯ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭﺍﻣﻰ ﻧﻴﻜﻮ ﺩﻫﻴﺪ ،

ﻣﺴﻠﻤﺎ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺤﻮﻣﻰ ﻛﻨﻢ ،

ﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺯﻳﺮ [ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ]ﺁﻥ ﻧﻬﺮﻫﺎ ﺟﺎﺭﻯ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻣﻰ ﺁﻭﺭم ؛

ﭘﺲ ﻫﺮﻛﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﻓﺮ ﺷﻮﺩ ،ﻳﻘﻴﻨﺎ ﺭﺍﻩ ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﮔﻢ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .(سوره انعام آیه12)

 


ارسال شده در تاریخ : جمعه 29 آبان 1394 :: 11:06 :: توسط : avfc

به طاها به یاسین به معراج احمد
به قدر و به کوثر به رضوان و طوبی

به وحی الهی به قرآن جاری

به تورات موسی و انجیل عیسی
بسی پادشاهی کنم در گدایی
چو باشم گدای گدایان زهرا
چه شبها که زهرا دعا کرده تا ما
همه شیعه گردیم و بی تاب مولا
غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما
مسیرت مشخص امیرت مشخص مکن دل دل ای دل بزن دل به دریا
که دنیا ، که دنیا ،که دنیا به خسران عقبی نیارزد
به دوری ز اولاد زهرا نیارزد
و این زندگانی فانی جوانی خوشیهای امروز و اینجا
به افسوس بسیار فردا نیارزد...

 

اگر عاشقانه هوادار یاری
اگر مخلصانه گرفتار یاری
اگر آبرو میگذاری به پایش
یقیناً یقیناً خریدار یاری
بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟
چه اندازه در ندبه ها زاری آری؟
به شانه کشیدی غم سینه اش را؟
و یا چون بقیه تو سربار یاری
اگر یک نفر را به او وصل کردی
برای سپاهش تو سردار یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟
چه مقدار بی تاب و بیمار یاری؟
دل آشفته بودن دلیل کمی نیست
اگر بی قراری بدان یار یاری

 

 

 و پایان این بی قراری بهشت است

بهشتی که سرخوش زدیدار یاری
نسیم کرامت وزیدن گرفته
و باران رحمت چکیدن گرفته
مبادا بدوزی نگاه دلت را
به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره ی بد شدیدا گرفته !

 

خدایا به روی درخشان مهدی
به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش که دریای داغ است
به چشمان از غصه گریان مهدی
به لبهای گرم علی یا علی اش
به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش
به چشم امید فقیران مهدی

 

به حال نیاز و قنوت نمازش
به سبحان سبحان سبحان مهدی
به برق نگاه و به خال سیاهش
به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش به جاه جلیلش
به صوت حجازی قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش
به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش
به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما بر این بنده ی بی سر وپا
مرا همدم و محرم و همرکاب سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان...


ارسال شده در تاریخ : شنبه 23 آبان 1394 :: 22:54 :: توسط : avfc

پيامبر اکرم صلّي الله عليه و آله فرمودند:


اِنَّما اَهلَكَ النّاسَ العَجَلَة وَ لَو اَنَّ النّاسَ تَثَـبَّتوا لَم يَهلِك اَحَد؛


مردم را، در حقيقت، شتابزدگى به هلاكت انداخته است، اگر مردم، از شتابزدگى به دور

بودند، هيچ كس هلاك نمى شد.

                                                                          محاسن، ج 1، ص 340، ح 697


ارسال شده در تاریخ : شنبه 23 آبان 1394 :: 22:25 :: توسط : avfc

فرازی از صحیفه سجادیه سید الساجدین، حضرت امام سجاد علیه السلام

" خدایا آن گونه ام کن که خود می پسندی "
دعای امام سجاد ( ع ) هنگام درخواست گذشت ازخطا ها (باب16 بند 30)

« ای خدای من ،اگر آن قدر به درگاهت گریه کنم که فرو ریزد همه ی مژگان دیدگانم و چنان ناله و فریاد زنم که صدایم قطع شود و آنقدر به پا بایستم در طاعتت که قدم هایم متلاشی گردد و آنقدر برای تو رکوع کنم که ستون فقرات پشتم در هم شکند و چنان حضورت به سجده در افتم تا حدقه ی چشمم بیرون افتد . و همه ی عمرم زمین خاک زمین را بخورم و آب گل آلود بنوشم ودر خلال این احوال همه را به ذکر مشغول باشم تا آنکه زبانم از ذکر باز ماند و بعد از این به اطراف آسمان از شرم و حیای نافرمانی تو سر بلند نکنم هنوز ابدا" مستوجب محو یک گناه از گناهانم نخواهم بود.

خدایا درود فرست بر محمد و آل او ، و آگاه و متذکر فرما در اوقات غفلت مرا به یاد خود، و موفق بدار به راه طاعت خود هنگام مهلت عمر ،و به راه محبت خود راهم آسان ساز تا به محبتت خیر دنیا و آخرتم را به کمال رسانی.

خدایا بر محمد و آل پاکش درود فرست ، و مرا در آنچه از تکالیف که بر من الزام و واجب کردی موفق گردان ،یا اگر کسی از مخلوقات را بر عهده ی من حقی است و من ضعیف و ناتوان از اداء آن باشم هم از جهت قوای بدنی و ضعف قدرت بر ادای آن نداشته و هم از توشه ی مالی و ثروت قادر نباشم چه در خاطرم باشد و یا آن را فراموش کرده باشم ، که همه ی آن را ای خدا ،بر من به شماره حساب آورده ای و من آن را فراموش کرده ام ، تو کرم کن از عطای بزرگ خویش بسیار که نزد تو است و دین هایم را ادا فرما که البته تو آن کریمی که رحمتت واسع است تا دیگر باقی نماند هیچ از آن دین که با حسناتم تقاص از من کنی یا آنکه گناهانش را برگناهانم مضاعف گردانی ، روز قیامت هنگام ملاقات با تو...

" سالروز شهادت امام زین العابدین ( علیه‌السلام ) تسلیت و تعزیت باد.


ارسال شده در تاریخ : شنبه 16 آبان 1394 :: 21:55 :: توسط : avfc


علامه امینی تعریف کرده است که : مدت ها فکر می‌کردم که خداوند چگونه شمر ملعون را عذاب می‌کند ؟ و جزای آن تشنه لبی و جگر سوختگی حضرت سیدالشهدا(ع) را چگونه به او می‌دهد ؟ تا اینکه شبی در عالم رویا دیدم که امیرالمؤمنین (ع) در مکانی خوش آب و هوا، روی صندلی نشسته و من هم خدمت آن جناب ایستاده‌ام، در کنار ایشان دو کوزه بود .
فرمود: این کوزه‌ها را بردار و برو از آنجا آب بیاور و اشاره به محلی فرمود که بسیار باصفا و با طراوت بود، استخری پرآب و درختانی بسیار شاداب در اطراف آن بود که صفا و شادابی محیط و گیاهان قابل بیان و وصف نیست.
کوزه‌ها را برداشته و رو به آن محل نهادم آنها را پرآب نموده حرکت کردم تا بخدمت امیرالمومنین (ع) باز گردم. ناگهان دیدم هوا رو به گرمی نهاده و هر لحظه گرمی هوا و سوزندگی صحرا بیشتر می‌شد، دیدم از دور کسی به طرف من می‌آید و هرچه او به من نزدیکتر می‌شد هوا گرمتر می شد گویی همه این حرارت از آتش اوست، در خواب به من الهام شد که او شمر، قاتل حضرت سیدالشهدا(ع) است.
وقتی به من رسید دیدم هوا به قدری گرم و سوزان شده است که دیگر قابل تحمل نیست، آن ملعون هم از شدت تشنگی به هلاکت نزدیک شده بود، رو به من نمود که از من آب بگیرد، من مانع شدم و گفتم: اگر هلاک هم شوم نمی گذارم از این آب قطره‌ای بنوشد.
حمله شدیدی به من کرد و من ممانعت می نمودم دیدم اکنون کوزه‌ها را از دست من می‌گیرد، لذا آنها را به هم کوبیدم، کوزه‌ها شکسته و آب آنها به زمین ریخت چنان آب کوزه‌ها بخار شد که گویی قطره آبی در آنها نبوده است،
او که از من ناامید شد رو به استخر نهاد، من بی‌اندازه ناراحت و مضطرب شدم که مبادا آن ملعون از آب استخر بیاشامد و سیراب گردد، به مجرد رسیدن او به استخر، آب استخر خشک شد چنان که گویی سالهاست یک قطره آب در آن نبوده است. درختان هم خشک شده بودند او از استخر مأیوس شد و از همان راه که آمده بود بازگشت. هرچه دورتر می‌شد، هوا رو به صافی و شادابی و درختان و آب استخر به طراوت اول بازگشتند. به حضور امیرالمؤمنین(ع) شرفیاب شدم، فرمودند: خداوند متعال این چنین آن ملعون را جزا و عقاب می‌دهد.
اگر یک قطره آب آن استخر را می‌نوشید از هر زهری تلخ تر و هرعذابی برای او دردناک تر بود. بعد از این فرمایش از خواب بیدار شدم.
لعن الله قاتلیک یا اباعبدالله الحسین (ع)
منابع ؛
- البدایه النهایه ، ج 8، ص 297
- یادنامه علامه امینی ص 13 و 14 3
- سرنوشت قاتلان شهدای کربلا،


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 10 آبان 1394 :: 20:16 :: توسط : avfc

درباره وبلاگ
به وبلاگ من خوش آمدید
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران